قهرمان ميرزا عين السلطنه
3389
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اجارهء ديكين نايب الحكومه جديد را خواسته قدرى از رودبار سؤالات كردم . گفت معدن را فعلا گماشتگان اقتدار السلطنه ضبط مىكنند ( ميان اين مرافعه صاحب معدنى هم شدند در صورتى كه تا پارسال معدن جزو حكومت قزوين و از معادن مكشوقه و خالصهء دولت و در ملك خالصه دولت بود سپهدار هم كه ملك را خريده معدن را نخريده است ) . اجارهء ديكين گفت صد و شصت خروار است ، ماليات آنجا چهارصد نقد دوازده خروار جنس است . از اين ماليات فقط صد تومان را با سرباز رعيت مىدهد تتمه به عهدهء مالك است . سه كوت عمل مىشود دهتا رعيت يكى ارباب . ديكين از دهات خالصهء خوب بود كه حالا ملك سپهدار اعظم است . هفتاد خانوار مىشود . بعد گفتم برويد تا گرمارود راهها را ، پلها را ، بعضى جاها ساختهاند هرجا درست نيست حكم كنيد درست كنند . عرض و داد هم حالا كسى نيست . اگر واقع شد البته رسيدگى كنيد ، من هم همراه هستم . خودم هم حالا عرضى ندارم . داورى مرا بايد خدا كند . ببينيد چهقدر خاك بر سر ما شده كه خير اللّه كوشكى و كربلائى محسن كدخداى ديكين حكومت ما را بايد بكنند و قائممقام عدليه ايران باشند . تلفات گوسفند جسته گريخته بعضى از رعاياى منافق مىآيند يا برنج بگيرند يا گندم . منجمله كربلائى زكريا از كوچنان آمده بود ، ملا حسن ملاى مدرسهء زوارك ما كه برهم خورده ( آخوند رفت عقب رعيتى شاگردها يكى گاو گالشى ، يك بره گالشى ، يكى دو تا هم تخمكارى و كمك به پدر و مادر خود ) . كدخدا حسين هم از سرخهكوله . زكريا گفت از دو هزار گوسفند كوچنانى چهارصد رأس مرد . ملا حسن گفت از مال آتانى كه قريب چهار هزار است صد رأس تلف شد ، اما از هزار گوسفند هنيزى صد و شصت رأس . حسين گفت از سرخهكوله كه پانصد رأس دارد صد رأس مرد . مختصر ثلث حشم الموتى امسال تلف شد و از قرار معلوم امسال محصول كه نيست علف هم نخواهد بود براى اين كه مىگويند تاكنون كه علف نروئيده و رشد نكرده باشد بعد از اين نخواهد كرد . پس مراقعهء سال آينده پيش از حالاست . مدرسههاى ايران چون حكايت مدرسه به ميان آمد خوب است به وعده خود وفا كرده تفصيل تدريس